{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
تجربه کاری
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۴ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۳
۱
[توسط مترجم]
[مهندسی مکانیک]
Work Experience
۲
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
work experience
۱
۰
[توسط مترجم]
[حقوق]
work experience
۱
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Work experince
۰
۰
[توسط مترجم]
[مهندسی کامپیوتر]
working experience
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
تحربة
۰
۰
[توسط مترجم]
[... عمومی ...]
Arbeitserfahrungen
معنی تجربه کاری, معنی تجربه کاری, معنی ت[cfi lاcd, معنی اصطلاح تجربه کاری, معادل تجربه کاری, تجربه کاری چی میشه؟, تجربه کاری یعنی چی؟, تجربه کاری synonym, تجربه کاری definition,
معنی Sleep Mode
,
ترجمه Sleep Mode
به فارسی,
معنی بهبودی دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودی یافتن پیشرفت کردن، اصلاحات کردن
,
ترجمه بهبودی دادن، بهتر کردن، اصلاح کردن، بهبودی یافتن پیشرفت کردن، اصلاحات کردن
به انگلیسی,
معنی I’m saving myself for someone who is praying to be with me forever
,
ترجمه I’m saving myself for someone who is praying to be with me forever
به فارسی,
معنی خور
,
ترجمه خور
به انگلیسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی